بالاخره امتحانات منم تموم شد ویه نفس راحت کشیدم.
وامروز فرصت کردم اپ بکنم.امیدورام از شعر خوشتون بیاد.
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هرلحظه رنگ تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری ،زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی که شور هستی از توست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو،غم از تو،مستی از توست
به اسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم ازمودی
دلت اخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است وجادوست
ولی ما دل به او بستیم ودیدیم
که او زهر است اما نوشداروست
چه غم دارم که این زهر تب الود
تنم را در جدایی می گدازد
از ان شادم که هنگام درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی است
وگر عمر به ناکامی سراید
ترا دارم که مرگم زندگی است
یا علی،خداحافظ همین حالا![]()
![]()


